کتاب حرمسرای قذافی اثر آنیک کوژان ترجمه فاطمه علیشاری انتشارات نیک فرجام
جهت نمایش قیمت و خرید، سایز محصول خود را انتخاب کنید
محصولات مشابه
از زیر کلاهش چند تار موی تیره نمایان میشد همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد من دسته گل را نگه داشتم سپس با دست آزادم دست او را گرفتم و همان طور که در حال تعظیم بودم دستش را بوسیدم در همین زمان متوجه فشار عجیبی که به دستم وارد کرد شدم. سپس او مرا با نگاهی خونسردانه از بالا تا پایین برانداز کرد. شانه ام را فشار داد دستی روی سرم گذاشت و موهایم را نوازش کرد و در همان لحظه زندگی من به پایان رسید زیرا بعدا فهمیدم که این حرکت علامتی برای محافظان قذافی بود که این معنا را میداد من این یکی را میخواهمراه اما در آن لحظه احساس کردم که روی ابرها هستم به محض اینکه این بازدید به پایان رسید. من به جای این که به سمت آرایشگاه بدوم پرواز کردم تا همه چیز را برای مادرم تعریف کنم: «بابا معمر به من لبخند زد. مامان قسم میخورم دستش را روی سرم کشید » حقیقت این بود. که من تنها یک لبخند یخی را به خاطر می آوردم اما.....
مشخصات
دیدگاه ها














![کتاب بودا [گزارش کانون پالی] / ع. پاشائی](https://digifycdn.com/media/item_images/InShot_۲۰۲۶۰۳۲۴_۲۰۴۶۳۶۸۵۱.jpg?x-img=v1/optimize,q_80/resize,w_250,force_true)





![کتاب تاریخ معاصر ده کشور عربی [1917-1970]](https://digifycdn.com/media/item_images/InShot_۲۰۲۶۰۲۲۷_۱۹۴۲۳۲۷۷۸.jpg?x-img=v1/optimize,q_80/resize,w_250,force_true)
![کتاب نبرد تاریکی و روشنایی [سرآغاز فرهنگ و تمدن در ایران باستان]](https://digifycdn.com/media/item_images/InShot_۲۰۲۶۰۲۲۷_۱۹۴۴۲۹۶۳۵.jpg?x-img=v1/optimize,q_80/resize,w_250,force_true)